خودکارمان جوهر خالی کرده است☺

عنوان ندارم:|

خاله مادر سوم آدمهزبون درازی

خالم گوش دختر خالم رو پیچونده به زور فرستادتش واسم ترخینه( یه آش محلی) بیاره چون میدونه دوست دارمخیال بافی

دختر خالمم که اومده بود فقط میخواست بگیره تک تک موهام رو بکنهشست رو به پایین

جاتون خالی خیلی هم خوشمزه بود،دیدن حرص خوردنای دختر خالمم شده بود نمک ترخینه منشست

فردا هم با یکی از دوستان عزیز دانشگاه که هم خونه بودیم زمان خوشی هامون رو قراره ببینم، اون الان کجا و من سر اشتبام الان کجاگوش نمی کنم

هم سربازیش رو تموم کرد و هم الان انقلاب قبول شده واسه لیسانس

خلاصه فردا روز خوبی خواهد شد اگه مشکلی پیش نیاد،همیشه دیدن دوستان قدیمی و ناب لذت بخش و هیجان انگیزه

+ یکی از علایق من،یعنی تنها علاقه ای که دارم، دوچرخه سواریه و به شدت علاقه مندم به صورت حرفه ای ادامه بدم هستش ولی خوب هیچوقت فرصت این کار پیش نیومده و فکر نکنم رخ بده

ولی خوب همیشه سفر های کوتاه رو میریم و برنامه داشتم امسال اربئین برم که قسمت نشد

آخر هفته نیت کردم برم تهران گردی،فعلا دارم دنبال دو سه تا همرکاب میگردم،تنهایی نمیصرفه،تنها فقط تو دل کوه،اونم یه کوه خلوط که بتونی از آرامش و صدای طبیعت لذت ببری

آخ که چه روز فوقالعاده ای بود این روز


حالا اگه تهران کسی پیدا شد بریم که میرم،نشد میرم سمت زرین دشت که خوش بگذرونیم و الان بهترین رنگ ها رو داره طبیعتش و همچنین خلوت خلوته

دسته بندی :
 روز نوشت

دیدگاه ها [ ۰ ]
هیچ دیدگاهی هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی