خودکارمان جوهر خالی کرده است☺

ملوچک و دل


زار میزند هر شب مرا،این دل
سوی چه میگردی ای دل؟

این همه زیبا روی در کنارت
پریشان که هستی ای دل؟

تو را بس نبود هر شب بغض
چرا قافله نمی‌پیوندی ای دل؟


ز دیار زیبارویان نظر کردی هر بار
چرا مسکون نگشتند تو را ای دل؟

تا کی می کشی مرا هر دم
به کان صیفی و شاه جهان ای دل

این جسم نحیف نتواند هر بار
با به پای تو دَوَد ای دل؟

تو را به بغض هر دم چشمانم
بی هوا شو برای او،ای دل

میبری و میکشانی هر شب
دگر راضی شده ام به مُردنت، ای دل

دسته بندی :
 بغضنامه

دیدگاه ها [ ۰ ]
هیچ دیدگاهی هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی