خودکارمان جوهر خالی کرده است☺

به چپ چپ:| + فیلم

در میدان صبح گاه دور از چشم فرمانده در حال آموزش رژه به سربازان بودیم که یک عدد سرباز چنان صحبت بنمود و نظم را در هم کوبید که ما نیز اعصابمان در هم کوبیده شد و نزدیک آن شخص شده و به او فهماندند یزید آمد:|   نزدیکش شده و یکی در وسط سینه اش محکم با کف دست کوبیده و بلبل زبانی بنمود،ما نیز بگفتا که بلبل شدی ای صغیر:/
گنجشک هم نیستی:|
با خنده ی حضار مواجهه گشت و سرش را فرو فکند، ما نیز عقب گرد نموده و تا بگفتا درجا قدم رو دیدن نموده باز سرش میجنبد، نزدیکش شدیم و صدای شمارش دادنمان هم زمان می آمد،نزدیکش شده و یک پا را به هوا بلند کرده تا نیت بر فرود بر اندام نحیفش کردیم، فرار بنمود و دور گروهان می چرخید و فریاد غلط کردم سر بداد و من قدم زنان دنبالش و او می دوید همچو اسب وحشی
ارشد گروهان به وساطت بر آمد و بگفت،اشتباه بنموده،غلط کردندی،ببخشایید شما
از آن ور گروهان صدا بر آمد آری سرگروهبان غلط کردم

و چنان به خنده فتاده شدیم که درختان کاج مرا به گاز گرفتن فرا میخواندند و برای اولین بار خنده مرا مشاهده بنمودند و از میزان یزید بودنمان کاسته شد

و زین پس به آن فرد غلط کردم سربازان می گفتند

 

 

در غروب دل انگیز تابستان در حال آموزش به راست راست و به چپ چپ در حین حرکت بودیم که قبلش اندکی مورد عنایت سربازان را قرار داده و به خاطر دیر به خط گشتن تنبیه بنموده بودیم
با جدیت کامل در حال آموزش بودیم که گفتم به چپ چپ و خود انجام دادم،دیدم پاهایم با هم جور در نمی آیند

مکثی نموده و برگشتم سمت سربازان دیدم همه جلو دهن خود را گرفته و ریز می خندند کی یکی از آن وسط بپا خواسته و گفت سرگروه بان وقتی به چپ چپ میگیم باید به راست راست کنیم؟
که آن موقع بود فهمیدم چه اشتباه بزرگ و مزحکی را دچاره شده ام و سکوت کردم:|

یکی از مربیان گروهان بغل را فرا خوانده گفتم 5 مین رو سرشون وایسا باهاشون عقب گرد کار کن

به آسایشگاه خویش رفته و بر روی زمین نشستن نموده و به خنده چنان مشغول شدیم که نگید و نشنوید:/
برگشت نموده و بگفتا،خسته شده ام و این مصیبت وارد بشد و همه را مرخص کردم
که یکیشان نمک پراند و بگفت سرگروهبان خسته نیستیم ما،منم گوشش را گرفتم و سپردم به یک مربی جدید که با استفاده از این سرباز خستگی ناپذیر تمرین کند و فرمان دادن یاد گیرد که با غلط کردنش بعد از یک ساعت خاتمه یافت آموزش:|

 

پ ن: این را هم ببینید،حجم 2 مگابایت:|

 



مدت زمان: 1 دقیقه 33 ثانیه 

دسته بندی :
 خاطراتی از آن دوران ها

دیدگاه ها [ ۵ ]

عالی... 
😂😂😂
به به کی اینجاست
قابل نداشت:))
فکر کنم جغرافیاتون ضعیف بوده
نه جغرافیام 20 بود:|
پای راست و چپ بلد نیستم:/
شما دیگه اون آدم سابق نمیشید.من می دونم:/
سلام
یقین داشته باشید که نمیشم:))
 با این حرکتتون یاد خاطرات مانور چتر بازی نقی افتادم
خخخخخخ:))
نـــای دل
کلیپ خوبی بود..

شاد باشید همیشه..
تشکر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی