خودکارمان جوهر خالی کرده است☺

۹ مطلب با موضوع «بغضنامه» ثبت شده است

نَکِش

این روزها، آنقدر احساس خستگی در تار و پود من جان گرفته است که کاربرد واژه من برای این جسم به دور از واقعیت نمایان میکند:)

در میان سربازان یک واژه ای مرسوم است به عنوان نَکِش شدن،این واژه زمانی کاربرد خواهد داشت که سرباز در ماه های آخر خدمتش به سر میبرد و هیچ حس و حالی برای انجام هرگونه فعالیتی ندارد و حال من؛ حال همان سرباز 20 ماه خدمتیست که نای گرفتن یک خودکار را هم ندارد، با این تفاوت که آن سرباز 1 ماه از روزهای تهی وارش مانده است و این تن مشخص نمیکند که چند ثانیه،چند ساعت،چند ماه و سال به پایانش مانده است.

+ این بلاگ من واقعیست،منی که در مرز خنده و گریه گیر افتاده است و گاهی چنان میخندد که گویا غمی در وجودش نیست و گاهی چنان در خودش فرو میرود که گویا جز غم با هیچ عملی آشنا نیست:)

  • پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷
  • ۳

رد پا

آنقدر
چشمم به مسیر رفتنت
 دوخته شد!
که نفهمیدم کِی
در چه دقیقه ای
باد حامل خاک گشت
و رد پای تو را
پوشاند!


  • پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷
  • ۰

پایان😐

آخرش این قصه به سر رسد
با اشک و خون به انتها رسد
آخرش دست ز یادت خواهم کشید
بر این زندگی خط پایان خواهم کشید

  • چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۹۷
  • ۰